loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 17
شنبه 24 آذر 1403 زمان : 10:35


پزشک معالج قرضاوی: نه هم معنی نیستند، هر یک از آنان از حیث مسجد النبی کوهسنگی مشهد اصطلاحی، مفهوم خاص خویش را دارا هستند. برای مثالً: واژه و کلمه‌ی «انگیزه»، فقها آن‌را در خصوص قیاس به عمل میگیرند و توسط‌ی آن، مسأله‌ایی را بر مسأله‌ی دیگری قیاس می‌نمایند. به عنوان مثالً هر گاه از طرف خدا یا این که فرستاده برای امری نص و یا این که حکمی قطعی صادر خواهد شد و ما بخواهیم مسأله‌ای شبیه را بر آن امر منصوص‌ آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد علیه قیاس کنیم، موردنیاز است که علتی مشترک دربین آن دو دستور وجود داشته‌باشد.
انگیزه از نظر محققان اصول فقه: به وصف و خصوصیت‌ای گفته می‌شود که بدیهی، ظریف و متناسب با حکم باشد، یعنی بایستی پر‌نور، روشن و قابل کنترل باشد، خیر اینکه بی‌حد و مرز، رهاشده و لرزان و مضطرب باشد. همخوانی و تناسبت با حکم ‌باشد، این به عبارتی انگیزه می‌باشد خیر حکمت. با دادن مثالی آن‌را پر‌نور می کنم: رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مثلا در ضابطه راهنمایی و رانندگی آمده که: هر گاه راننده به لامپ قرمز که رسید باید توقف نماید؛ انگیزه توقف چیست؟ انگیزه، لامپ قرمز رنگ می‌باشد.
حکمت و فلسفه‌ی توقف چیست؟ چیزی‌هست غیر از انگیزه، و آن عبارت است از: دوری از تصادف و واکنش خودرو‌ها با هم، واکنش با عابرین پیاده‌رو، که در فایده متحمل زیان‌هایی از قبیل ضرر جانی و مالی و ... نگردیم. که‌این حکمت میباشد خیر انگیزه. به خیال و خاطر همین است که آدم مدام می بایست هنگام ظهور انگیزه‌ها شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد توقف نماید. و آن عبارت‌است از قرمز شدن رنگ لامپ، خیر اینکه بگوید حکمت از این ضابطه تصادف و ... هست و الآن خیابان‌ها خالی می باشند و این سیرتکامل موارد پیش نمی‌آید. پس باید در هر اکنون و با وجود انگیزه، ما به رعایت آن ملتزم شویم و شارع احکام را به انگیزه‌ها مرتبط ساخته، یعنی مورد نیاز و ملزوم یکدیگر می باشند، به دلیل آن که علل را می‌قدرت تمجید کرد و در چارچوب معینی قرار اعطا کرد. مثلاً: هنگامی که آدم به سفر می‌رود، نمازهای چهار رکعتی را قصر می‌نماید، ظهر و عصر را با هم عده می‌نماید (عده نثار یا این که گردآوری تأخیر) و همین‌سیرتکامل در هجرت روزه را افطار می‌نماید؛ انگیزه این عمل چیست؟ انگیزه این امور سفر میباشد. ولی حکمت و فلسفه‌ی آن وجود رنج و رنج میباشد. البته اینجا شارع حکم را به وجود رنج موکول نکرده‌هست. زیرا رنج بسته به شرایط اشخاص، متفاوت است و قابل تمجید وجود ندارد، ممکن است یکی‌از با وجود مشقت و سختی‌های فراوان بگوید، هنوز می‌توانم و روزه بگیرم و دیگری بگوید نمی‌توانم.
مجری: در نمونه آیا این به عبارتی انگیزه است؟
دکتر معالج قرضاوی: مربوط میباشد به آن انگیزه‌هایی که به عبارتی اوصاف پر‌نورِ تعریف و تمجید‌گردیده و متناسب با حکم است.
اجراکننده: به خیال پر‌نور‌شدن هر چه بیشتر این مورد برای بینندگان، به مثال‌های دیگری توجه میکنیم، برای مثالً: انگیزه در توان شرعی کار زنا، جاری ساختن به عبارتی عمل فاحشه میباشد، امام حکمت آن عدم اختلاط نسب‌ها و نسل‌هاست ...؟
شیخ قرضاوی: این حکمت میباشد. اما حکمت قاصر (نارس و ضعیف و محصور)، مثلا جمع‌ای میگویند شریعت، زنا را به خیال اختلاط نسل‌ها تحریم کرده، خیر! شریعت این‌را نگفته‌میباشد، این از تراوشات خیالی عموم می باشد و این مقوله شمولیت و فراگیرندگی ندارد، زیرا در شرایطی‌که مسأله اختلاط نسل‌ها باشد ... در صورتیکه با زنی باردار همبسر خواهد شد چی؟ نسبی اینجا مختل نمیگردد. یا این که در صورتی‌که با زنی نازا که از سن حمل پیشین، همبستر شود چی؟ و یا این که از طرق هجران از بارداری به کارگیری نماید، به همین‌خاطر خیلی خطرناک می باشد که عموم احکام را از نظر انگیزه‌های نارس و یا این که حکمت‌های قاصر ببینند.

اجرا کننده: جناب روضه خوان ‌فرمودید که وقتی ما انگیزه را بفهمیم، حکمت و فلسفه‌ی حکم را در می‌یابیم؟
مدرس قرضاوی: به حیث اینجانب هر گاه انگیزه حکم یا این که حکمت آن را ذکر کردیم، بایستی تمامی مصادیق و حالات آن را در بر گیرد، زیرا برای مثال گردآوری‌ای حکمت و انگیزه جلوگیری کردن زنا را در اختلاط نسب‌ها خلاصه می‌نمایند در حالی‌ که همگی‌ی موقعیت‌ها را در بر نمی‌گیرد. زیرا بیش تر از یک حکمت وجود داراست و یا این که بعضی در امر حکمت و انگیزه جلوگیری کردن ربا این‌سیرتکامل فکر میکنند که ثروتمندان، فقرا را در تنگنا قرار می دهند؛ در حالی‌که کلیه‌ی گونه های ربا این سیرتکامل وجود ندارد. پس می بایست انگیزه، جامع، بازدارنده و در برگیرنده‌ی همگی‌ی مصادیق باشد.
مجری: بهتر جناب روضه خوان شما در یکی تحلیل ها و پژوهش ها این اواخر خودتان راجع به هدف های شریعت به سه مکتب‌ی فکری گوناگون اشاره‌ی می‌نمایید و آن‌ها را: ظاهری‌های نو، تعطیل‌کنندگان جدید (یعنی اشخاصی که قایل به تعطیلی نصوص میباشند) و خط سیاق میانه روی می‌نامید. در صورتی ممکن میباشد ماهیت این طریقه‌های سه‌گانه را برای ما توضیح دهید؟
شیخ قرضاوی: به عبارتی‌سیرتکامل که گفتیم به مناسبت این مورد پیش از این در یک گرد هم آیی در زمینه‌ی هدف های شریعت که نهاد آن شیخ احمد زکی یمانی شالوده‌گذاری کرد به دعوا و اعلام‌کرد‌وگو پرداختیم و هدف ما تأسیس مرکزی برای بازرسی و مباحثه‌ی هدف های شریعت بود و و برای این فعالیت بیش تر از بیست عالم و دانشمند از همه کشورهای عربی و اسلامی گرد هم آمدند و عبد مطلبی راجع به رابطه در بین نصوص و هدف های ارائه دادم. چرا‌که بعضا می کوشند که در بین نص تفصیلی و مقصد کلی حریق نبرد بر افروزند، به این جهت اینجانب در ارتباط رابطه در بین آن دو یادآور شدم که: آیا نصوص جزیی را مهمل و بی‌ارزش در اختیار بگذاریم و بدان دقت نکنیم؟ آیا توسط‌ی آن به نبرد هدف های برویم؟ یا این که هدف های را ابزار جنگ با نصوص در اختیار بگذاریم؟ این خوب است یا این که نصوص جزیی را در سایه‌ی هدف های و هدف ها کلی فهم و شعور کنیم، این مورد گزینه دعوا ماست. یادآور شدم که در‌این مسأله سه نوع بینش وجود دارااست و عبد و بنده طریقه او‌لین را مکتب‌ی ظاهری‌های نو اسم نهادم، چون نصوص را سوای پیش گویی مقصود و فلسفه‌ی آن تعبیر می‌نمایند.

مجری: منظور شما تعبیر و تفسیر لفظیِ نصوص میباشد؟
پزشک قرضاوی: ظواهر لفظ ها را دقت می‌نمایند ... مکتب و دیدگاه لفظی، ظواهر لفظ ها را گزینه توجه قرار می دهند و به محتوای آن اعتنا نمی کنند و این نوع برداشت‌ها حتی در ضابطه و فلسفه وجود داراست. و در آن دو نگرش (تعبیر مُضَیَّق و تفسیر مُوَسَّع) و این اولین، به عبارتی دیدگاهی میباشد که بر اساس ظواهر لفظ ها، تعبیروتفسیر می‌نمایند و محتوا و مقصود آن را رها می سازند، در حالی‌که ریشه‌ی تاریخی این نوع طریقه‌ها به عصر نبی بر می شود.
وقتی‌که فرستاده-صلی‌ الله‌ علیه‌ وسلم-، (پس از پیکار احزاب) فرمودند: «مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلایُصَلِّیَنَّ الْعَصْرَ إلَّا فِی بَنِی‌قُرَیْظَةَ»، کسی که که به خدا و روز آخرت ایمان دارااست، نماز بعد از ظهر را به جا نیاورد، مگر در بنی‌قریظه. اصحاب فرستاده به سوی بنی‌قریظه جنبش کردند. توده‌ای در مسیر متوجه شدند که خورشید در حدود غروب میباشد و گفتند خواسته پیامبر این عدم وجود که ما نماز بعدازظهر را اقامه نکنیم و قضا گردد، بلکه غرض وی عجله در تکان بود، پس نماز بعدازظهر را گذاردند. وی با تمرکز به مقصد، محتوای فرموده‌ی فرستاده را مدنظر قرار دادند.
برخی دیگر گفتند: خیر، این‌طور نیست. او فرمودند: نماز بعدازظهر را به جای نیاورید مگر در بنی‌قریظه؛ و ما تا به آنجا نرسیم نماز را اقامه نمی‌کنیم حتی درصورتی که نیمه‌شب هم برسیم. در اینجا برخی محتوا و هدف رسول و برخی دیگر عین الفاظ و کلمات را مدنظر داشته‌اند، گروه دوم ظاهریه هستند که کم‌ترین اهمیتی به مقاصد و اهداف نمی‌دهند. به همین‌خاطر ما آن‌ها را ظاهری‌های تازه می‌نامیم. چون در راستای مکتب فکری ظاهریه قرار گرفته‌اند. همان مکتبی که امام ابوداود ظاهری در قرن سوم هجری آن را بنیان نهاد و امام ابومحمد بن‌حزم ظاهری آن را در قرن پنجم هجری احیا کرد.
امام ابو محمد بن حزم یک کدام از نوابغ مسلمان است. او در زمینه‌های مختلفی مانند فقه، حدیث، اثرها، تاریخ ملل و نحل، مقارنه‌ی در میان ادیان، ادبیات، شعر و اصول قدرتمند هستند. البته چون از مذهب ظاهریه تبعیت می‌کند مرتکب لغزش‌های فراوانی شده‌اند، برای مثال: در حدیث: «لا یَبُلْ اَحَدُکُمْ فِی الْمَاءِ الرَّاکِدِ»، در آب ایستاده و غیر روان ادرار نکنید، اظهار می‌دارند که: نهی متوجه ادرار مستقیم در آب می‌باشد ولی در شرایطی‌که در ظرفی ریخته خواهد شد سپس آن را در آب راکد بریزیم مشکلی نیست. اینجاست که علما او‌را به خاطر این نوع برداشت‌ها آیتم عیب گیری قرار داده


پزشک معالج قرضاوی: نه هم معنی نیستند، هر یک از آنان از حیث مسجد النبی کوهسنگی مشهد اصطلاحی، مفهوم خاص خویش را دارا هستند. برای مثالً: واژه و کلمه‌ی «انگیزه»، فقها آن‌را در خصوص قیاس به عمل میگیرند و توسط‌ی آن، مسأله‌ایی را بر مسأله‌ی دیگری قیاس می‌نمایند. به عنوان مثالً هر گاه از طرف خدا یا این که فرستاده برای امری نص و یا این که حکمی قطعی صادر خواهد شد و ما بخواهیم مسأله‌ای شبیه را بر آن امر منصوص‌ آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد علیه قیاس کنیم، موردنیاز است که علتی مشترک دربین آن دو دستور وجود داشته‌باشد.
انگیزه از نظر محققان اصول فقه: به وصف و خصوصیت‌ای گفته می‌شود که بدیهی، ظریف و متناسب با حکم باشد، یعنی بایستی پر‌نور، روشن و قابل کنترل باشد، خیر اینکه بی‌حد و مرز، رهاشده و لرزان و مضطرب باشد. همخوانی و تناسبت با حکم ‌باشد، این به عبارتی انگیزه می‌باشد خیر حکمت. با دادن مثالی آن‌را پر‌نور می کنم: رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مثلا در ضابطه راهنمایی و رانندگی آمده که: هر گاه راننده به لامپ قرمز که رسید باید توقف نماید؛ انگیزه توقف چیست؟ انگیزه، لامپ قرمز رنگ می‌باشد.
حکمت و فلسفه‌ی توقف چیست؟ چیزی‌هست غیر از انگیزه، و آن عبارت است از: دوری از تصادف و واکنش خودرو‌ها با هم، واکنش با عابرین پیاده‌رو، که در فایده متحمل زیان‌هایی از قبیل ضرر جانی و مالی و ... نگردیم. که‌این حکمت میباشد خیر انگیزه. به خیال و خاطر همین است که آدم مدام می بایست هنگام ظهور انگیزه‌ها شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد توقف نماید. و آن عبارت‌است از قرمز شدن رنگ لامپ، خیر اینکه بگوید حکمت از این ضابطه تصادف و ... هست و الآن خیابان‌ها خالی می باشند و این سیرتکامل موارد پیش نمی‌آید. پس باید در هر اکنون و با وجود انگیزه، ما به رعایت آن ملتزم شویم و شارع احکام را به انگیزه‌ها مرتبط ساخته، یعنی مورد نیاز و ملزوم یکدیگر می باشند، به دلیل آن که علل را می‌قدرت تمجید کرد و در چارچوب معینی قرار اعطا کرد. مثلاً: هنگامی که آدم به سفر می‌رود، نمازهای چهار رکعتی را قصر می‌نماید، ظهر و عصر را با هم عده می‌نماید (عده نثار یا این که گردآوری تأخیر) و همین‌سیرتکامل در هجرت روزه را افطار می‌نماید؛ انگیزه این عمل چیست؟ انگیزه این امور سفر میباشد. ولی حکمت و فلسفه‌ی آن وجود رنج و رنج میباشد. البته اینجا شارع حکم را به وجود رنج موکول نکرده‌هست. زیرا رنج بسته به شرایط اشخاص، متفاوت است و قابل تمجید وجود ندارد، ممکن است یکی‌از با وجود مشقت و سختی‌های فراوان بگوید، هنوز می‌توانم و روزه بگیرم و دیگری بگوید نمی‌توانم.
مجری: در نمونه آیا این به عبارتی انگیزه است؟
دکتر معالج قرضاوی: مربوط میباشد به آن انگیزه‌هایی که به عبارتی اوصاف پر‌نورِ تعریف و تمجید‌گردیده و متناسب با حکم است.
اجراکننده: به خیال پر‌نور‌شدن هر چه بیشتر این مورد برای بینندگان، به مثال‌های دیگری توجه میکنیم، برای مثالً: انگیزه در توان شرعی کار زنا، جاری ساختن به عبارتی عمل فاحشه میباشد، امام حکمت آن عدم اختلاط نسب‌ها و نسل‌هاست ...؟
شیخ قرضاوی: این حکمت میباشد. اما حکمت قاصر (نارس و ضعیف و محصور)، مثلا جمع‌ای میگویند شریعت، زنا را به خیال اختلاط نسل‌ها تحریم کرده، خیر! شریعت این‌را نگفته‌میباشد، این از تراوشات خیالی عموم می باشد و این مقوله شمولیت و فراگیرندگی ندارد، زیرا در شرایطی‌که مسأله اختلاط نسل‌ها باشد ... در صورتیکه با زنی باردار همبسر خواهد شد چی؟ نسبی اینجا مختل نمیگردد. یا این که در صورتی‌که با زنی نازا که از سن حمل پیشین، همبستر شود چی؟ و یا این که از طرق هجران از بارداری به کارگیری نماید، به همین‌خاطر خیلی خطرناک می باشد که عموم احکام را از نظر انگیزه‌های نارس و یا این که حکمت‌های قاصر ببینند.

اجرا کننده: جناب روضه خوان ‌فرمودید که وقتی ما انگیزه را بفهمیم، حکمت و فلسفه‌ی حکم را در می‌یابیم؟
مدرس قرضاوی: به حیث اینجانب هر گاه انگیزه حکم یا این که حکمت آن را ذکر کردیم، بایستی تمامی مصادیق و حالات آن را در بر گیرد، زیرا برای مثال گردآوری‌ای حکمت و انگیزه جلوگیری کردن زنا را در اختلاط نسب‌ها خلاصه می‌نمایند در حالی‌ که همگی‌ی موقعیت‌ها را در بر نمی‌گیرد. زیرا بیش تر از یک حکمت وجود داراست و یا این که بعضی در امر حکمت و انگیزه جلوگیری کردن ربا این‌سیرتکامل فکر میکنند که ثروتمندان، فقرا را در تنگنا قرار می دهند؛ در حالی‌که کلیه‌ی گونه های ربا این سیرتکامل وجود ندارد. پس می بایست انگیزه، جامع، بازدارنده و در برگیرنده‌ی همگی‌ی مصادیق باشد.
مجری: بهتر جناب روضه خوان شما در یکی تحلیل ها و پژوهش ها این اواخر خودتان راجع به هدف های شریعت به سه مکتب‌ی فکری گوناگون اشاره‌ی می‌نمایید و آن‌ها را: ظاهری‌های نو، تعطیل‌کنندگان جدید (یعنی اشخاصی که قایل به تعطیلی نصوص میباشند) و خط سیاق میانه روی می‌نامید. در صورتی ممکن میباشد ماهیت این طریقه‌های سه‌گانه را برای ما توضیح دهید؟
شیخ قرضاوی: به عبارتی‌سیرتکامل که گفتیم به مناسبت این مورد پیش از این در یک گرد هم آیی در زمینه‌ی هدف های شریعت که نهاد آن شیخ احمد زکی یمانی شالوده‌گذاری کرد به دعوا و اعلام‌کرد‌وگو پرداختیم و هدف ما تأسیس مرکزی برای بازرسی و مباحثه‌ی هدف های شریعت بود و و برای این فعالیت بیش تر از بیست عالم و دانشمند از همه کشورهای عربی و اسلامی گرد هم آمدند و عبد مطلبی راجع به رابطه در بین نصوص و هدف های ارائه دادم. چرا‌که بعضا می کوشند که در بین نص تفصیلی و مقصد کلی حریق نبرد بر افروزند، به این جهت اینجانب در ارتباط رابطه در بین آن دو یادآور شدم که: آیا نصوص جزیی را مهمل و بی‌ارزش در اختیار بگذاریم و بدان دقت نکنیم؟ آیا توسط‌ی آن به نبرد هدف های برویم؟ یا این که هدف های را ابزار جنگ با نصوص در اختیار بگذاریم؟ این خوب است یا این که نصوص جزیی را در سایه‌ی هدف های و هدف ها کلی فهم و شعور کنیم، این مورد گزینه دعوا ماست. یادآور شدم که در‌این مسأله سه نوع بینش وجود دارااست و عبد و بنده طریقه او‌لین را مکتب‌ی ظاهری‌های نو اسم نهادم، چون نصوص را سوای پیش گویی مقصود و فلسفه‌ی آن تعبیر می‌نمایند.

مجری: منظور شما تعبیر و تفسیر لفظیِ نصوص میباشد؟
پزشک قرضاوی: ظواهر لفظ ها را دقت می‌نمایند ... مکتب و دیدگاه لفظی، ظواهر لفظ ها را گزینه توجه قرار می دهند و به محتوای آن اعتنا نمی کنند و این نوع برداشت‌ها حتی در ضابطه و فلسفه وجود داراست. و در آن دو نگرش (تعبیر مُضَیَّق و تفسیر مُوَسَّع) و این اولین، به عبارتی دیدگاهی میباشد که بر اساس ظواهر لفظ ها، تعبیروتفسیر می‌نمایند و محتوا و مقصود آن را رها می سازند، در حالی‌که ریشه‌ی تاریخی این نوع طریقه‌ها به عصر نبی بر می شود.
وقتی‌که فرستاده-صلی‌ الله‌ علیه‌ وسلم-، (پس از پیکار احزاب) فرمودند: «مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلایُصَلِّیَنَّ الْعَصْرَ إلَّا فِی بَنِی‌قُرَیْظَةَ»، کسی که که به خدا و روز آخرت ایمان دارااست، نماز بعد از ظهر را به جا نیاورد، مگر در بنی‌قریظه. اصحاب فرستاده به سوی بنی‌قریظه جنبش کردند. توده‌ای در مسیر متوجه شدند که خورشید در حدود غروب میباشد و گفتند خواسته پیامبر این عدم وجود که ما نماز بعدازظهر را اقامه نکنیم و قضا گردد، بلکه غرض وی عجله در تکان بود، پس نماز بعدازظهر را گذاردند. وی با تمرکز به مقصد، محتوای فرموده‌ی فرستاده را مدنظر قرار دادند.
برخی دیگر گفتند: خیر، این‌طور نیست. او فرمودند: نماز بعدازظهر را به جای نیاورید مگر در بنی‌قریظه؛ و ما تا به آنجا نرسیم نماز را اقامه نمی‌کنیم حتی درصورتی که نیمه‌شب هم برسیم. در اینجا برخی محتوا و هدف رسول و برخی دیگر عین الفاظ و کلمات را مدنظر داشته‌اند، گروه دوم ظاهریه هستند که کم‌ترین اهمیتی به مقاصد و اهداف نمی‌دهند. به همین‌خاطر ما آن‌ها را ظاهری‌های تازه می‌نامیم. چون در راستای مکتب فکری ظاهریه قرار گرفته‌اند. همان مکتبی که امام ابوداود ظاهری در قرن سوم هجری آن را بنیان نهاد و امام ابومحمد بن‌حزم ظاهری آن را در قرن پنجم هجری احیا کرد.
امام ابو محمد بن حزم یک کدام از نوابغ مسلمان است. او در زمینه‌های مختلفی مانند فقه، حدیث، اثرها، تاریخ ملل و نحل، مقارنه‌ی در میان ادیان، ادبیات، شعر و اصول قدرتمند هستند. البته چون از مذهب ظاهریه تبعیت می‌کند مرتکب لغزش‌های فراوانی شده‌اند، برای مثال: در حدیث: «لا یَبُلْ اَحَدُکُمْ فِی الْمَاءِ الرَّاکِدِ»، در آب ایستاده و غیر روان ادرار نکنید، اظهار می‌دارند که: نهی متوجه ادرار مستقیم در آب می‌باشد ولی در شرایطی‌که در ظرفی ریخته خواهد شد سپس آن را در آب راکد بریزیم مشکلی نیست. اینجاست که علما او‌را به خاطر این نوع برداشت‌ها آیتم عیب گیری قرار داده

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 522
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 7
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 297
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 584
  • بازدید ماه : 809
  • بازدید سال : 3059
  • بازدید کلی : 70776
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی